بانک شعر خیمه

... بانک اشعار آئینی ، مداحی و مولودی ، تواشیح و سرود و

بانک شعر خیمه

... بانک اشعار آئینی ، مداحی و مولودی ، تواشیح و سرود و

بانک شعر خیمه

بانک اشعار آئینی خیمه

* محفلی برای علاقه مندان به شعر و ادب آیینی
* محفلی برای علاقه مندان به مداحی و مرثیه خوانی
* محفلی برای علاقه مندان به سرود و تواشیح

استفاده از اطلاعات سایت با ذکر یک صلوات بلامانع است .

بایگانی
نویسندگان
۲۱
شهریور
۹۵

چقدر فاصله دارد سر من و سر تو
خدا کند که بیفتد دوباره محضر تو

اگر که نامه نوشتم بیا، پشیمانم
میا که کوفه گرفته بهانه ی سر تو

میا که نقشه کشیدند مردمان یهود
برای بردن خلخال پای دختر تو

میا که نیزه فروشان شهر می خوانند
دعای رزق به پای گلو و حنجر تو

میا که نعره کشان سوی تو روانه شدند
برای هلهله پیش علی اکبر تو


شهر کوفه پره از نامردی
تک و تنهام ندارم هم دردی
دعا کردم الهی برگردی
برگرد آقا نیاری همراهت خواهرتو
تو تنور خولی میسوزه اینجا سر تو
واویلا


عمود آهن و نیزه فراهم آوردند
برای فرق علمدار و چشم حیدر تو

میا که حرمله دارد سه شعبه می سازد
برای بوسه گرفتن ز حلق اصغر تو


همه دنیا رو سرم شد آوار

خون چشمام سر من رو دیوار

چه چیزایی شنیدم تو بازار

نقشه دارن برای سه ساله دختر تو

دارن قیمت میزارن روی انگشتر تو

واویلا


حسین وای


اگر به کوفه بیایی رُباب می بیند
که می رود سرِ طفلش به نیزه ها برگرد

یــزید به دستش گرفته چوب منتظر است
که بر لبـــت بزنــد ضــربه با عصـا برگرد

برای قــامـت اکبــر دوتـا عبــا بــردار
که جا نمیشود این تن به یک عبا برگرد
تو اینطوری ناله میزنی ، همینطوری ولت نمی کنم ، امروز تو داری با یه مادری گریه می کنی .
اگر مسلم صبح صدا زد همه بودن ، می خوام اینو بهت بگم ...

تمام این لحظات رو دید ، کی داره نیزه درست می کنه ،کی منتظره سره ، کی دنباله معجره ؛ همه ی این صحنه ها رو دید ...
گفت مردم کوفه فرقی نمی کردن با مردم مدینه ...

آقا جان اگر اونجا تو مدینه مادرتو زدن ؛ یا صاحب الزمان ، اگراونجا به پهلوش زدن ...
یه مشت حرومزاده آماده شدن ، غروب عاشورا ریختن تو گودال با چکمه هاشون به پهلوی حسین میزدن ...
آی سادات ، امروز دلتو می خوام ببرم کوچه ...


بدی کوچه های تنگ این است
می شود هر طرف رهت را بست
مثلا کوچه ای که زهرا رفت
از تنش تازیانه بالا رفت
مثل اینها مدینه هم بودند
دور بیت الحزینه هم بودند
تو نگفتی نگات پژمرده
مادرت بارها زمین خورده؟
کوچه بود و زمان چیدن بود
به خداوند فاطمه زن بود
وای ، جوان ننه  ...
بازم ادامه بدم ...
خودم ز سینه ی او میخ را در آوردم
ببین مرا به چه کاری که روزگار انداخت


روضست دیگه چی بگم ؟؟؟ من و تو مدینه نبودیم ، بابا اگه یه خبر بد برات بیارن ، بگن حسن ، حسین ، بلند شو بلند شو ، مادرت رو توی خیابون زدن ، از جا همچین بلند میشی ...
یا مثلا بگن یه جا مادرت افتاده ، هی می خوای مادرتو بکشی کنار

اون روز امام حسن این صحنه رو دید ... هی می خواست مادرشو بکشه کنار ...

اما زور نداشت که ، جون نداشت اخه بدجور با صورت خورده بود زمین ...
گفت مادرم دنبال چی می گردی ؟
حسنم گوشواره هام رو ندیدی ...
ای وای ...
حالا با این حال می برمت گودال ، صلی الله علی العطشان ... صلی الله علی العریان ....
سلام بر موی آتش گرفته ... سلام بر صورت اسب خورده ... بگم ؟ بگم ؟
داداش ... داداش ...

نفس نفس زدنت را تو از گلو ننداز
برات آب میارم به شمر رو ننداز
تو رفتی و حرم تو پر از اراذل شد
تو رفتی و همه ی حس مادری ام رفت
تو رفتی و همه ی حس مادری ام رفت
میان ولوله ی خیمه روسری ام رفت

او می برید و من می بریدم
او از حسین سر من هم از او دل
او می کشید و من می کشیدم
از حرم تا قتلگه زینب صدا مى ‏زد حسین
دست و پا مى ‏زد حسین زینب صدا میزد حسین
اصلا مگه یه دختره سه ساله چه توانی مگه داره ...
اونایی که خواهر  کوچیک دارن میدونن ، این بچه توانی نداره از خودش کاری بکنه ...
ببین چه حرومزاده ای بود ، دنبال این کاروان راه افتاده بود ، گفت امیر .... من قول دادم به زن و بچه ام برا بچه هام کنیز ببرم ...گفت موقعی که دنبال این کاروان راه افتاده بودم ، چشمم افتاده بود به یه دختره کوچولو ، دنبالش کردم تا رسیدم به بزم شراب ... گفت هی چشم انداختم ندیدم دیگه ، یک دفعه دیدم بی بی رقیه  رفته پشت عمه اش پشت خانوم زینب قایم شده ...
دیدم حرومزاده از موی سر این دختر رو کشید بیرون ...
وای رقیه ، وای رقیه ...

دریافت فایل صوتی

بانک شعر خیمه

  • مهدی پور باقر صنعتی
۲۰
شهریور
۹۵

همه میدونن دلبرمی آقا
تو سایه ی روی سرمی آقا
نوکرتم آقا ، سرورمی آقا
حق داری خیلی گردنم
واسه حسینی شدنم
اگه که توی روضه ها
میذاری گریه می کنمو
میذاری سینه می زنمو
هواییم کردی به خدا
بهونتو دل می گیره
منو زیارت بطلب
آقا جون این تن بمیره
همه میدونن دلبرمی آقا
تو سایه ی روی سرمی آقا
نوکرتم آقا ، سرورمی آقا

سینه زنیه تو روضه ها با من
شفاعت تو روز جزا با تو
اشک و دعا با من
کرب و بلا با تو
هر نوکری اینو می خواد
تا که جلوت به چشم بیاد
ولی خراب کردم آقا
دوباره برگردون منو
به روزای بچگیام
دیگه پیشت حنای من
انگاری رنگی نداره
به خدا که زندگیمون
بی تو قشنگی نداره
همه میدونن دلبرمی آقا
تو سایه ی روی سرمی آقا
نوکرتم آقا ، سرورمی آقا
حق داری خیلی گردنم


دریافت فایل صوتی

بانک شعر خیمه

  • مهدی پور باقر صنعتی
۱۶
شهریور
۹۵

تا مشکتو تو آب زدی موجای دریا شد آروم
تا رو به ساحل اومدی بغضی نشست توی گلوم
همون دم بود غربت دنیا شد نصیبم
رو لب گل کرد ناله های امن یجیبم
بلند شو بنگر که شمشیرا رو کشیدن
آخه می دونن بدون تو من غریبم
ابالفضل

وقتی داره به فرق تو
عمود آهن می‌خوره
قبل چشای باوفات
تیر به دل من می‌خوره
صدای زخمیت برای من دلنشینه
گرفتم دستای زیباتُ روی سینه
پا شو ببین مادرمون اومد عیادت
گرفته کلّ شریعه بوی مدینه
ابالفضل


دریافت فایل صوتی

بانک شعر خیمه


  • مهدی پور باقر صنعتی
۱۶
شهریور
۹۵

دل بی تاب اومده
چشم پر از آب اومده
اومده ماه عزا
لشکر ارباب اومده
لشکر مشکی پوش و سینه زنهای ارباب
شب همه شب میخونن نوحه برای ارباب
جان آقا سَنَ قربان آقا
سیّد العطشان آقا

دل من در به دره
درمون دردش سفره
یه نفر نیست که یه شب ما رو به زیارت ببره
دست ادب رو سینه
سینه زنهای ارباب
با یه سلامم میرن پایین پای ارباب
جان آقا سَنَ قربان آقا
سیّد العطشان آقا

آه حسرت می کشم
بار مصیبت میکشم
وقتی گریم نمیاد
خیلی خجالت می کشم
پای علم می مونم
پای علم می میرم
خواب دیدم آخرش توی راه حرم می برم
جان آقا سَنَ قربان آقا
سیّد العطشان آقا

دریافت فایل صوتی

بانک شعر خیمه

  • مهدی پور باقر صنعتی
۱۶
شهریور
۹۵

دوباره اشک چشامون میباره روگونه نم نم
سینه زنها چشم به راهن که میاد بوی محرم
دوباره عشق و جنون و دوباره بیرق و پرچم
با صدای پای ارباب دوباره میزنه قلبم
میزنه قلبم ...
داره میاد دوباره باز بوی محرم ...

مادرم خونده تو گوشم که تو نوکر حسینی
وقف روضه ها و نذر پادشاه عالمینی
حالا من یه عمره آقا نوکر دربارت هستم
میخونم با نفس من یا حبیبی نور عینی
یا حبیبی ، نور عینی ، انت سفینة النجات
یا امیری ، ریح قلبی ، انت قتیل العبرات
ذبیح من قفا حسین
ساکن کربلا حسین
نعم المولای ، نعم الامیر
روحی لک الفدا حسین
یا حبیبی حسین حسین ...

وقتی که میام تو روضت ، میگذره جنونم از حد
آخه دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید
توی روضه هات میام با ، اذن مادر تو زهرا
تو که میدونی همیشه ، خودمو میزنم آقا
اونقدر خودمو میزنم آقا ، نگام کنی یک دم
ساکن به موج خون شدم ارباب ، منو ببر تا حرم
مجنون شبهای حرم اربابم
کربلا از عشق تو ببین بی تابم
قسمتم نمیشه دیدن شش گوشه
لااقل ببینم حرمو در خوابم
حسین یا زینب


دریافت فایل صوتی

بانک شعر خیمه

  • مهدی پور باقر صنعتی
۱۶
مرداد
۹۵

عاشق شدم اول جگرم را بردند
بعدش دلم این درد سرم را بردند
پروانه به من سوختنش را آموخت
خاکستری از بال و پرم را بردند
گفتند که دلداده خورشید نشو
من گوش ندادم نظرم را بردند
گفتم که نیایی به خدا می‌میرم
آنقدر نیامد خبرم را بردند
اندازه عشق نیستم پس نبرند
جایی که مدافع حرم را بردند
من یک سرم و هزار سودای حرم
آماده ام این سر برود پای حرم
آنقدر بلند قامتت ساخته اند
انگار که از قیامتت ساخته اند
از دور مشخص است پیشانی تو
با نور چه خوش علامتت ساخته اند
محتاج تو محتاج کس دیگر نیست
آنقدر که با کرامتت ساخته اند
از بوسه زدن به دست هایت پیداست
آرام دل امامتت ساخته اند
پیمانه نریز ما که مستیم عباس
تا حشر بدهکار تو هستیم عباس
تو آمدی و حسین شد دلداده
چشمان تو جام و اشک چشمت باده
خوش بو شده اند ، زیر دستت تسبیح
از عطر نفس کشیدنت سجاده
تو ایل و تبارت همه آقا زاده
من ایل و تبارم همه نوکر زاده
تو کار خودت را بکن و ناز بریز
من بهر نیاز می شوم آماده
تو کار خودت را بکن و راه برو
زیر قدمت دل منم افتاده
من معتقدم قبله حاجاتی تو
من معتقدم روح مناجاتی تو
من را ببرید نوکر آماده کنید
برده ببرید ابوذر آماده کنید
این فاطمه بعد از این شده ، ام بنین
این فاطمه را ، نه، مادر آماده کنید
این طفل قرار است که حیدر باشد
در کرب وبلا دلاور آماده کنید
هر وقت که وقت جنگ عباس رسید
دنیا را بهر محشر آماده کنید
شمشیر به دست اگر شود میمیرند
هیهات غضب کند ، سر آماده کنید
در سینه دلش غم جهان سوز علیست
در مبحث رزم دانش آموز علیست
افتاد ولی به پلک بر هم زدنی
در علقمه شد کن فیکونی علنی
آمد به سرش حسین اما چه سری
آغوش گرفت پیکرش را چه تنی
آنقدر به هم ریخته بودند او را
حتی به تنش نشد بپوشد کفنی
بر نیزه زدند ماه این قافله را
روشن شد از او شهر به شهر انجمنی
وقت گذر از بین یهودی ها بود
افتاد سر عمو به چنگال زنی
هی چنگ زد و به صورتش پنجه کشید
او را نشناخت عمه در بزم یزید

حامد خاکی


دریافت فایل صوتی

بانک شعر خیمه

  • مهدی پور باقر صنعتی
۱۶
مرداد
۹۵

یادم میاد بچه بودم ، تا میومدم تو حرمت

همه مردم شاه و گدا و زن و مرد و پیر جوون

ازهمه جا از همه رنگ

زیر لبا شور و نوا

ذکر همه یا امام رضا

یادم میاد بچه بودم تامیومدم تو حرمت

شلوغی دور ضریحت رو می دیدم

رو دوش یکی می رفتم

به ضریحت می رسیدم

به پنجره ات می چسبیدم

وقتی پایین می اومدم می خندیدم

پیش همه به خودم می بالیدم

داد میزدم که من اقام رو بوسیدم

صدای تو رو از تو سینه ام می شنیدم

می گفتی مهمون منی

منم می گفتم که توام جون منی

غصه ی تیر مژه هاش آقام امام رضا

کیه که سرم رو می ذارم به روی پاش آقام امام رضا

دل من کبوتره

تو حریمت می پره 

صدای بال دلم

آقام از هر چی که خوبه بهتره

خداییش گنبد زردش

خورشید رو از رو می بره 

دل و دلدار و دلبره

کیه که به من جون می ده جونم به فداش آقام امام رضا

کیه که گره وا می کنه با خند ه هاش آقام امام رضا

کیه که دوای مریضا خاک عباش آقام امام رضا

کیه که قیامت می کنه قد و بالاش آقام امام رضا

کیه که عسل می ریزه از لعل لباش آقام امام رضا

یادم میاد بچه بودم تا میومدم تو حرمت

می گفتم از ولایت بی دلیم

با تو خوشم مُردم از  این خوش دلیم

از تو نگام می فهمیدی که من ابو فاضلیم

اذن دخول حرم تو یا ابا الفضله

دست عطا و کرم تو با ابا الفضله


دریافت فایل صوتی


بانک شعر خیمه


  • مهدی پور باقر صنعتی
۱۶
مرداد
۹۵

من با تو زندگی نکنم پیر می شوم

بی تو من از جوانی خود سیر می شوم

من در شعاع پرتو شمس الشموسیت

بی اختیار پیش تو تبخیر می شوم

آیینه کاری حرمت ذره پروری است

من در رواق چشم تو تکثیر می شوم

در صحن کهنه سوی تو کردم نماز را

اینجاست آنکه لایق تکبیر می شوم

من در شمار سلسله راویان شدم

چون با حدیث سلسله زنجیر می شوم

من گریه ام گرفته کمی هم به من بخند

دارم به پای خویش سرازیر می شوم

یک شب نشد که بیگنه آیم زیارتت

اما دوباره پیش تو تقدیر می شوم

وقتی که آه میکشم از پرده ی نیاز

بی پرده با تو صاحب تصویر می شوم

بیچاره من که نیست قلمدانم از طلا

هر چند با نگاه تو اکسیر می شوم

نقاره خانه ات ز کجا آب می خورد

کز بانگ آن چو سیل سرازیر می شوم؟

آن نامه ام که از سر تعجیل و اضطراب

بر بال کفتران تو تحریر می شوم

این رنگ طوسی از دل سرخم نمی رود

گر چه دورنگ ، دور ز تزویر می شوم

برداشت سیل گریه بساط زیارتم

نم نم دوباره قابل تعمیر می شوم

حوض حیاط تو بدهد مرده را حیات

من نیز با تو عیسی تاثیر می شود

وقت ورود در حرم تو هوایی ام

وقت خروج تازه زمین گیر می شوم

بادا شلوغ دور و برت کعبه ی عزیز

من حاجی توام که به تقصیر می شوم

یک روز اگر که زینت دیوار تو شوم

آیینه را گذاشته شمشیر می شوم

محمد سهرابی


دریافت فایل صوتی


بانک شعر خیمه

  • مهدی پور باقر صنعتی
۱۶
مرداد
۹۵



از قلب من ، یه پنجره وا کن ،به پنجره فولاد

من دل دادم ، دل منو پیدا کن ، تو صحن گوهرشاد

کبوترم ولی پی آب و دونه نیومدم

تو رو میخوام می دونی که بی بهونه نیومدم

من غلامتم ، تو مولایی

من هلاکتم ، تو لیلایی

من کوچیکتم ، تو آقایی ، تو آقایی

 

از لطف تو ، دوباره می بینم ، دلم تو ایوونه

خوب می دونم ، توی حرمت امشب ، یه دنیا مهمونه

باز اومدم ، تو سایه پناه تو ، امام رضا

برام بسه ، یه گوشه نگاه تو ، امام رضا

من به دام تو ، تو افتادم

در کنار تو ، چه آزادم

من آهوی تو ، تو صیادم ، تو صیادم

من غلامتم ، تو مولایی

من هلاکتم ، تو لیلایی

من کوچیکتم ، تو آقایی ، تو آقایی

 

جا خوش کرده ، نگاه من کنج ، تالار آیینه

چشم قلبم ، گوشه رواق تو ، بهشت و می بینه

همه میگن ، زائر تو خدایی زائر خداست

باب الجواد ، راه ورودی ما به دل شماست

بی عنایتت زمین گیرم

از کسی حاجت  نمی گیرم

بی شفاعتت نمی میرم

من غلامتم ، تو مولایی

من هلاکتم ، تو لیلایی

من کوچیکتم ، تو آقایی ، تو آقایی

السلطان اباالحسن...


دریافت فایل صوتی


بانک شعر خیمه

  • مهدی پور باقر صنعتی
۱۵
مرداد
۹۵



جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو

بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو

بس که هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد

دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو

تا به این جا که به درد تو نخوردم آقا

هیچ وقت از ته دل غصه نخوردم بی تو

چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من

راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو

سال ها می شود از خویش سؤالی دارم

من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو

با حساب دل خود هر چه نوشتم دیدم

من از این زندگیم سود نبردم بی تو

گذری کن به مزارم به خدا محتاجم

من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو

محمد جواد پرچمی

بانک شعر خیمه

  • مهدی پور باقر صنعتی